
سال گذشته درست در همین روز من تو بلاگفا وبلاگم رو به ثبت رسوندم!
« چشم غمگین هرگز دروغ نمی گوید »
و با چــــــرا شروع شد! " و حال باز مانده ام چرا؟ "
برام خیلی لذت بخش بود و هست.
این وبلاگمو دوس دارم! بیشتر از همه وبلاگایی که دارم و داشتم! اولیش که درست یادم نیست کی بود با مردم آزاری تمام از یکی گرفته بودم...
( پسوردشو زده بودم ) هنوز از کارم خجالت میکشم!
( خیلی بد بودم اون موقع ها ). دومی جوجوجون بود سره لج و لج بازی نابودش کردم.....
بعد از اونا این یکی با راهنمایی صادق عزیزم شد وبلاگ اصلیم... ازش واقعا ممنونم ![]()
دیشب هم یکی از پرهیجان ترین شبای عمرم بود! خواستگاری صادق از من به صورت رسمی! یا همون خواستگاری کنون
![]()
منم از خدای مهربونم ممنونم
رویت این جامه های کثیف
بر اندام انسانهای پاک
چه دردانگیز است ....
« استاد بزرگ احمد شاملو »
۱۳۸۴.۱۱.۲۷
بياراده متولد ميشويم بياختيار زندگي ميكنيم
بدون اينكه بخواهيم ميميريم
داريم زندگي مي كنيم و نميتونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم
پ.ن: دیروز صادق جونم برام مداد رنگی خرید! ![]()