
افتاد
آن سان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد...
افتاد
آن سان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد...
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد.
نفس کشید زمین٬ ما چرا نفس نکشیم؟!
![]()
بودن را تاب ندارم
شدن را توان
بهاي سنگين زندگي را به قيمت دلم پرداختم
و تو ....
كاش ميدانستي كه چقدر تنهايم! " صادق هدايت "